روزهایـی کـه بـی تـو می گـذردگـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـاشآرزو بـاز می کـشد فـریـاد:در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش!فریدون مشیریدیروز یکی از دوستانم از عشقی سخن می گفت که روی کاغذ نتیجه آن شکست بود
تو نیستی که ببینیچگونه عطر تو در عمق لحظهها جاری است!چگونه عکس تو در برق شیشهها پیداست!چگونه جای تو در جان زندگی سبز است!هنوز پنجره باز است.تو از بلندی ایوان به باغ مینگری.درختها و چمنها و شمعدا